پولکی، سوغاتی ناب از دیار باغبادران Reviewed by Momizat on . لنجان_باغبادران شهری است که آن را شهری بر بال فرشتگان می دانند و در آن جا می توان بخشی از ظرفیت کهن این سرزمین را مشاهده کرد و در این بین پولکی باغبادران به عنو لنجان_باغبادران شهری است که آن را شهری بر بال فرشتگان می دانند و در آن جا می توان بخشی از ظرفیت کهن این سرزمین را مشاهده کرد و در این بین پولکی باغبادران به عنو Rating: 0
شما اینجا هستید:خانه » معرفی باغبادران » پولکی، سوغاتی ناب از دیار باغبادران

پولکی، سوغاتی ناب از دیار باغبادران

پولکی، سوغاتی ناب از دیار باغبادران
Print Friendly, PDF & Email

لنجان_باغبادران شهری است که آن را شهری بر بال فرشتگان می دانند و در آن جا می توان بخشی از ظرفیت کهن این سرزمین را مشاهده کرد و در این بین پولکی باغبادران به عنوان سنتی ترین شیرینی این شهر پرآوازه با طعمی بسیار دلچسب جایگاهی ویژه را در بین مردم ایران زمین دارد.

به گزارش خبرنگار ایمنا از شهرستان لنجان، سوغات یک سنت و فرهنگ پسندیده ای است که شهرهای مختلف ایران یک محصولی را چه از نوع خوراکی و سایر موارد دارا هستند که شیرینی های سنتی و همچنین صنایع دستی از معروف ترین این موارد محسوب می شود و باغبادران در هر دو حوزه افتخاراتی را شامل می شود که در این بین پولکی باغبادران به عنوان سنتی ترین شیرینی این شهر پرآوازه با طعمی بسیار دلچسب جایگاهی ویژه را در بین مردم ایران زمین دارد.از این رو با بختیار بابایی یکی از پیشکوستان تولیدی پولکی در باغبادران به گفتگو نشستیم که در ادامه آن را می خوانید.
ابتدا خودتان را برای ما معرفی کنید؟
من بختیار بابایی باغبادرانی متولد سال ۱۳۴۲هستم و حدود ۳۰سال است که به شغل تولیدی پولکی و نبات مشغول هستم.

در خصوص سابقه شغلی خودتان برای ما بگویید.
من از اوایل نوجوانی که حدود۱۳سال داشتم زیر دست دو استاد زبردست و ماهر به نام استاد محمد تقی شکرچی و فرزندش به نام عبدالکریم شکرچی آموزش دیدم… استاد محمدتقی شکرچی خیلی زودتر از آنچه که فکرش را میکردم فوت کرد و بعد از ایشان پسرش به نام عبدالکریم شکرچی کار تولیدی پولکی و آموزش دادن به شاگردانش از جمله من را که از شاگردانشان بودم  را برعهده گرفت و تمام فوت و فن تولید پولکی ونبات را به همه شاگران آموخت. خوب یادم هست که وقتی به سن ۱۸ سالگی رسیده بودم ، تمام فوت و فن های تولید پولکی را با آموزش اساتید خود فراگرفته بود. استادم همیشه به من میگفت دوست دارم اگر روزی تصمیم گرفتی مستقل کار کنی و تولیدی پولکی بزنی بتوانی راه من و پدرم را ادامه دهی و سعی کنی جوانان علاقه مند به این حرفه را به این شغل دعوت کنی و شاگردان زیادی را آموزش دهی…من هم به اینکار علاقه زیادی داشتم ولی خوب راه اندازی یک تولیدی مستقل نیازمند سرمایه حداقلی بود تا بتوانم با امکانات و جذب شاگردان آن راه اندازی کنم این شد که از شاگردی کناره گرفتم ودر سن ۲۰ سالگی به شغل نجاری در کشور کویت پرداختم.چندسالی گذشت و با تلاش بسیار سرمایه ای را جمع کردم و به ایران بازگشتم درهمان سال مغازه ای کوچک جهت راه انداختن تولیدی پولکی اجاره کردم وسایل تولیدی را خریداری و چند شاگرد هم به عنوان کمک دست و آموزش دادن پذیرفتم و فعالیت خود را در این حوزه شروع کردم. باید بگویم هردو استاد من در زمان

شاگردیم در عین باتجربه بودنشان بسیار مهربان و خوش برخورد بودند و حتی اگر جایی اشتباهی می کردم با آرامش و صبری زیاد اشتباهم را به من یادآور می شدند. از این رو من هم سعی می کردم هر دو استادم را سرلوحه خودم قرار دهم و شاگردانم را از خودم راضی نگه داشته و بتوانم به خوبی به آنها آموزش دهم. همین حسن برخورد من با آنها باعث می شد بسیار کارها را بانظم و ترتیب انجام دهند و تولیدیمان رونق خوبی پیداکرد…کم کم شاگردانم در کار خود مهارت لازم را کسب کردند و هرکدام زمانی بزرگتر شدند و تجربه کاری پیداکردند از تولیدی من به عنوان شاگردی کناره گرفته و هرکدام خودشان تولیدی کوچکی زدند…و من نیز دوباره شاگردان کم سن و سال جدیدی را برای کار پذیرفتم و به عنوان شاگرد به آنها آموزش دادم. حدود ۳۰سال است که این کار را انجام می دهم و شاگردانی بسیاری تربیت کردم و از شغلم لذت می برم…خیلی خوشحال بودم که به خواسته استادم عمل کردم و هم علاقه خودم در این شغل را ادامه دادم و هم نیروی کار زیادی تربیت کردم و کم کم باغبادران با وجود همه شاگردانی که استادانم و من تربیت کردیم و تولیدی های تاسیس شده سوغاتش معروف شد به پولکی و نبات…تمام شاگردان قدیمی من الان دست کم۴۰سال دارند و شاگردان تازه نفس من حدود ۲۰و حتی بیشتر که حتی آنها هم که تولیدی زدند به سفارش من شاگرد آموزش می دهند و این مسئله برای من از جایگاه ویژه ای برخوردار است.

انگیزه شما از ورود به این حرفه چه بود؟
اوایل که شاگرد بودم فقط برای کمک خرج خانواده و معاش خودم به این شغل رو آوردم چراکه در آن زمان اکثر پسرهای خانواده کار می کردند ولی بعد که چند سالی از که شاگردیم گذشت بابت تمام حسن برخوردهای استادانم علاقه ام به این کار زیاد شد و کم کم به این کار عشق پیدا کردم تا به امروز که از کارم بسیار لذت میبرم و تمام شاگردانم را از صمیم قلب دوست دارم و با همه آن ها رابطه گرم و صمیمی داشته و خیلی اوقات حتی وقتی از خیابان عبور می کنم و می بینم که هرکدام مستقل برای خود کار می کنند بسیار لذت میبرم و بیشتر به خودم امیدوار می شوم.
باسابقه ترین پولکی که تولید می کردید و به شاگردانتان آموزش می دادید چیست؟
زمانی که من تازه شروع به کار کرده بودم از استادانم تولید پولکی رسی، شیشه ای، پاتیلی ساده، شیره ای و کنجدی را آموزش دیده بودم و من هم این نوع پولکی ها را به شاگردانم آموزش میدادم اما حدود ۱۰سال است که آغاز به تولید پولکی مدرن کرده و بر حسب سلیقه مشتری تولید می کنیم مثل پولکی پسته ای، شکلاتی ٬گل محمدی، خشخاش٬ پولکی تختیه ای با انواع مختلف مثل پرتقالی و طعم های میوه ای دیگر …اما باسابقه ترین و مخصوص ترین پولکی که از ۷۰سال پیش تا بحال در باغبادران تولید می شود پولکی تخته ای به نام قدیم(رسی) می باشد. اکنون من در تولیدیم فقط پولکی ساده و سنتی تولید می کنم و تولید پولکی های مدرن را به شاگردانم سپرده ام که هر کدام در رقابت با یکدیگر محصولی بهتری از دیگری تهیه می کنند و بازار پرفروشی دارند…البته پولکی های سنتی من هم مشتریان مخصوص به خودش را دارد که از روزگاران قدیم تابحال از من خریداری می کنند.

طرز تهیه خاص ترین پولکی باغبادران چگونه است؟
تقریبا مراحل اولیه ساخت همه پولکی ها یکی است ولی پولکی تخته ای که از مخصوص ترین پولکی های باغبادران است بدین گونه است که شکر را با آبجوش شده می جوشانیم و (جرم ) شکر را می گیریم و حتما باید مواد جوشانده نخ بدهد؛ وقتی این امر اتفاق افتاد میفهمیم که نبات ها رسیده اند و از شیره نبات ها پولکی تخته ای درست می کنیم. باید بگویم از ۳۰۰کیلو گرم شکر، ۱۵۰کیلو گرم نبات و۱۵۰کیلو گرم پولکی می توان تهیه کرد؛ بعد از آن پاتیل ها را آماده کرده نخ کشی می کنیم و گل نبات و شاخه نبات را از پاتیل های نخ کشی شده تهیه میکنیم که این محصول را برای مراسم های عقد و عروسی خریداری میکنند و بسیار هم پر فروش هستند.
برای تهیه پولکی گل محمدی نیز درفصل این گل، گل ها را از شاخه هایشان جدا می کنند و زمانی که برگ گلها را خشک کردند آنها را به پودر گل تبدیل کرده و در شیره ی نبات مخلوط می کنند و به پولکی تبدیل می شود این پولکی بسیار خوش رنگ و خوش طعم است. دیگر نوع از پولکی ها را با مخلوط کردن کاکائو شکلاتی به شیره نبات که به پولکی شکلاتی معروف است و یا مخلوط کردن پودر میوه ها به شیره نبات که به پولکی میو ه ای معروف تهیه می شود البته باید بگویم رنگ های مخصوصی که در تهیه پولکی مورد استفاده قرار می گیرد کاملا طبیعی بوده و از رنگ میوه ها و موادیست که با شیره نبات ها مخلوط می شود و از رنگ های بیماری زا جداست. با اضافه کردن پودر پسته به شیره نبات پولکی پسته ای با اضافه کردن نارگیل پولکی نارگیلی و پودر لیمو پولکی لیمویی و متنوع محتی طعم نعنایی نیز تهیه می کنند…چندسال پیش از طرف مرکز بهداشت دوره آموزشی برای تمامی استاد کاران تولید پولکی برگزار کردند و در این دوره به همه ما گفتند که نباید از رنگ های مصنوعی درتهیه  پولکی استفاده کنیم چون برای کبد بسیار ضرر دارد و سرطان زاست من هم نه خودم از این رنگ های متنوع استفاده می کنم و نه به شاگردانم این امر را آموزش دادم و به همه شان تاکید کرده ام که همیشه بهداشت و سلامتی مردم را مدنظر تولیداتشان داشته باشند.

خداروشکر تابحال هم از لحاظ بهداشتی که آزمایشات زیادی به روی پولکی و نبات های تولیدی من و شاگردانم انجام شده هیچ گونه مشکلی نبوده و همه ما با پشتکار زیاد سعی کرده ایم مردم و مشتریانمان را راضی نگه داریم وامیدوارم تا زمانی که زنده هستم در خدمت مردم باشم و بتوانم این شغل لذت بخش و حلال را به نیروهای جوان آموزش بدهم و تولیدیم را با عشق به خدمت مردم پابرجا نگه دارم و از سوی دیگر شاگردانم نیز همیشه در شغل و حرفه شان موفق و پیروز باشند و از نان حلالی که بدست می آورند بهره ی کافی را ببرند.
تغییرات اقتصادی این حرفه از گذشته تابحال چگونه بوده است؟
من خودم چون پولکی ساده و شاخه نبات و گل نبات تهیه می کنم می توانم قاطعانه بگویم که ازدواج ها کمتر شده و بازارفروش شاخه نبات و گل نبات خیلی کم شده است.و چون شاگردانم تولیدی با سبک مدرن به صورت جداگانه زده اند هرکدام مشتریان خاص خود را دارند با این حساب خیلی از مشتریان جدید من به سمت تولیدی های شاگردانم روی آورده اند و بسیار خوشحالم و از این موضوع هم لذت میبرم که هرکدام از شاگردانم مستقل شده اند. همین که میتوانم از پولکی های سنتی خودم مشتریان مخصوص به این نوع پولکی را راضی نگه داشته و روزی حلالی کسب کرده و توانسته ام نیروی کار تربیت کنم و یک کارآفرین موفق باشم خدا را شاکرم چراکه وقتی میبینم شاگردان جوانم وحتی کسانی که خانواده تشکیل داده اند اینگونه دسترنج خود را میخورند وبا نان حلال زندگی میکنند بسیار شاد میشوم و خواسته قلبی من هم همین است.تا زمانی که نفس می کشم سعی می کنم راه استادان بزرگ و مهربانم را ادامه دهم و از شاگردانم هم خواسته ام که این زنجیره را پاره نکنند.
بازگشت به بالا