بهار باغبادران Reviewed by Momizat on . لنجان_شهرباغبادران در فاصله هفتاد کیلومتری غرب اصفهان واقع شده و از گذشته دور تا به امروز  دارای سرنوشت های پیچیده بوده، باغ‌بهادران‌، باغ‌ آذران‌، باغ‌بابادران لنجان_شهرباغبادران در فاصله هفتاد کیلومتری غرب اصفهان واقع شده و از گذشته دور تا به امروز  دارای سرنوشت های پیچیده بوده، باغ‌بهادران‌، باغ‌ آذران‌، باغ‌بابادران Rating: 0
شما اینجا هستید:خانه » معرفی باغبادران » بهار باغبادران

بهار باغبادران

بهار باغبادران
Print Friendly, PDF & Email

لنجان_شهرباغبادران در فاصله هفتاد کیلومتری غرب اصفهان واقع شده و از گذشته دور تا به امروز  دارای سرنوشت های پیچیده بوده، باغ‌بهادران‌، باغ‌ آذران‌، باغ‌بابادران‌، باغ‌بادران‌، باغ‌بدران‌، باغ‌وردان‌ از جمله‌ نام‌های شهر می‌باشند که‌ هریک‌ وجه‌ تسمیه‌ خاص‌ خود را دارند.

به گزارش خبرنگار ایمنا از شهرستان لنجان، بخش باغ بهادران با مرکزیت شهر باغبادران دارای دو شهر با نام های باغبادران و چرمهین و در قسمت روستایی دارای ۳۷روستا است ، دهستان چم رود با مرکزیت روستای کرچگان، دهستان چم کوه با مرکزیت روستای چم یوسفعلی و دهستان زیر کوه با مرکزیت روستای کچوئیه پراکنده می باشند. شهرباغبادران در فاصله هفتاد کیلومتری غرب اصفهان واقع شده و از گذشته دور تا به امروز دارای سرنوشت های پیچیده بوده، باغ بهادران ، باغ  آذران ، باغ بابادران ، باغ بادران ، باغ بدران ، باغ وردان  از جمله  نام های شهر می باشند که  هریک  وجه  تسمیه  خاص  خود را دارند، اما بنابر پژوهش های صورت گرفته باغ بهادران  از غلط های مصطلح  است  و صحیح  آن  باغ آذران  است؛  به  معنای  باغ  آتشکده  و مکان های زیادی وجود دارد  که  در آنها آذران  به  صورت  آدران  و بادران  درآمده  است ، مانندسرشک  بادران  که  سروش  آذران  بوده  است، بسیار است  نام  مکانهایی  که  در آنها آذران  به  صورت  آدران  و بادران  درآمده  است  ؛ مانند سرشک  بادران  که  سروش  آذران  بوده  است اما پس  از باغ آذران  باغ  باباداران  از جمله  قدیمی ترین  نامهای  این  شهر بوده  که  در منابع  متعددی  از جمله  رقبات  نادری  و کتاب  اصفهان  ری  و همه  جهان  که  قسمتی  از آن  در مدخل  این  دفتر  آورده  شده  است  مطرح  گردیده  و هیچگونه  وجه  تسمیه ای  بر این  نام  موجود نمی باشد. به  عقیده  بعضی  دیگر باغبادران  در اصل  از سه  کلمه  بغ (خدای  بزرگ ) باد(نگهبان ) و ران (محل ) تشکیل  گردیده  است  و مبنای  آن  خدای  بزرگ  نگهبان  محل  می باشد.باغ  وردان  و باغ  بدران  بدون  وجه  تسمیه  نیز آورده  شده  است . و سرانجام باغبادران  به معنای فرشته ای  که  باد را حرکت  می دهد،حرکت  دهنده  باد که  مورد قبول  عامه  مردم  قرار گرفته است و به استناد اینکه در اکثریت اسناد و مدارک نیز همین نام مطرح گردیده مورد نظر شورای اسلامی و شهرداری نیز می باشد. از سوی دیگر شواهد و یافته هایی مانند سنگ نگاره های باغبادران که اتفاقا در حوضه مسکونی خود شهر باغبهادران هم یافت شده است و گواه از فرهنگ دیرینه مردمان این سرزمین و این منطقه می دهد شامل صدها نقش نقر شده بر یک صخره سترگ که کهن ترینشان پنج هزار سال قدمت دارد. این نقوش که چونان صفحات کتابی در طول قرون و اعصار پابر جای، به ما خبر می دهند که هزاران سال پیش حکومتی محلی در این منطقه وجود داشته است که دارای مرزهای مشخص بوده و با دیگر فرهنگ های اطراف خود در جنگ یا صلح بوده است همین مردمان اند که بر روی این صخره برای اولین بار زنده رود را با همین عنوان ولی با سه دایره ی تو در تو که نماد حیاط و باروری است نام گزاری کرده اند، بارز ترین نقوش بر روی این صخره نقش بز کوهی است که اسطوره آریایی آسیایی مشی و مشیانه را در ذهن تداعی می کند، به غیر از محوطه سنگ نگاره دار شهر باغبهادران در چند کیلومتری شمال روستای چم علیشاه از توابع بخش باغبادران و دهستان چم کوه محوطه دیگری نیز شناسایی شده که نگاره های آن مشابه با نگاره های موجود در باغبادران و دیگر محوطه های سنگ نگاره دار ایران نشان از غنای فرهنگی مردمان آن سامان میدهد.به غیر از نگاره ها در سرتا سر بخش باغبهادران چندین محوطه باستانی شناسایی شده است عبارت از تپه باستانی روستای هاردنگ ، محوطه باستانی وشمندجان و گدستان شهر باغبهادران و محوطه باستانی روستای حاجی الوان که در هر یک از این محوطه ها سفالینه ها، اشیاء و استخوان های اموات کشف شده و از فرهنگ دیرینه این منطقه حکایت دارد بخصوص سفالینه های منقوش زمین های وشمندجان که یکی از محله های شهر باغبهادران است و امروزه باغ هایی جای آن را گرفته اند.

اما نکته مهم و قابل توجه در خصوص باغبادران آن است که، کناره  زاینده رود از دیرباز مهد پیدایش  و گسترش  تمدن  بوده  است  و در این  میان  باغبادران  از کهنسال ترین  آنان  است . آثار باقیمانده  مانند آتشکده  قلعه  کافر و چهاربرج  نظامی  و ظروف  سفالین  و کاشیهای دوران  صفویه  نشان  دهنده رونق  این  شهر در تمام  این  دوران ها است . مجاورت با زاینده رود و خاک مساعد و هوای معتدل همواره مهم ترین قطب کشاورزی، باغداری و کشت غلات و همچنین به دلیل وجود دشت های سر سبز مکان مناسبی برای دامپروری و تولید محصولات لبنی در اصفهان بشمار می رفته است، و به دلیل وجود زمینهای  کافی  برای  کشت  برنج  و گندم ، مردم این سرزمین نه  تنها خودکفا بوده  اند بلکه  قادر به  صدور آنها نیز بوده  است .. البته در بعضی از دوران بخصوص در دوران قاجار به دلیل خشکسالی ها و همچنین سرمای بی سابقه، رونق این منطقه در فراز و نشیب بوده است. و امروزه اگربه این منطقه جنگلی نزدیک شوید وجود بیشه های  فراوان  که ترکیب هماهنگ باغها و میوه ها و درختان سرسبز تنومندش هر انسانی را به خود مجذوب می کند و بخاطر همین طراوت حیرت انگیزش این شهر به شهر ساحلی زیبای زاینده رود مرسوم است…این شهر زیبا و ساحلی در گذشته روستایی بوده که در سلسله تپه های ساحل زایند رود در میان تپه های مخروطی شکل به فاصله نسبتا دوری از خط ساحلی رودخانه قرار داشته و کم کم با افزایش جمعیت و همت مردم به شهر ی ساحلی تبدیل شد.. باغبادران بدلیل وسعت بیکران زیبایی اش هر چشمی را به خود جذب کرده و تاابد به دنبال خود میکشاند و هرکه به سراغش آید با روی باز ٬باز خواهد گشت وتبلور روح سرزندگی را در انسان تشدید میکند و روح سلحشوری رابیدار میسازد…اغلب  ساختمانها و محلات  به  خاطر زیبایی  در دامن  تپه ها قرار داشته  و کوچه ها با یک  شیب  نسبتاً تند به  تک  تک  خانه ها منتهی  می شوند. مصالحی  که  در خانه ها به  کار رفته اند،دیوارها و پایه های  ساختمانهای  قدیمی  از سنگ  و آجر و خشت  و اکثر تاقها به  وسیله  تیرها و تخته های  چوبی  و سپس  کاهگل  پوشانده  شده اند. وجود بیشه ها و درختان  زیاد باعث  شد که  اهالی  به  نحو خوبی  از این  امکان  بالقوه  استفاده  کرده  و از تیرهای  چوبی  در ساختمانهای  مسکونی  استفاده  کنند،تاقهای  قابسازی  شده  چوبی  و در و پنجره های  ظریف  و زیبا حکایت  از رشد صنعت  نجاری  در شهر دارد.این  محل  به  خاطر موقعیت  ویژه  جغرافیایی  محل  ییلاقی  مناسبی  برای  مردم  کشور و استان  اصفهان  بوده  خصوصاً در شش  ماهه  اول  سال  پذیرایی  میهمانان  زیادی  از این  نقاط  می باشد.قرارگیری در کنار رودخانه زاینده رود از مهمترین جاذبه های گردشگری باغبادران است اما از جاذبه های تاریخی

این شهر هم می توان به مقبره امامزاده شاهزاده ابراهیم، محور تاریخی قلعه چهار برج، کتابخانه و منزل استاد منصور امینی باغبادرانی، نارون کهن سال حبیب خان و انجیر کهن، آتشکده قلعه کافر و همچنین مسیرهای ساحلی اشاره کرد.

در صورتی که ورود به بخش باغبادران از سمت محله ملک آباد باشد نرسیده به شهر باغبادران چند نقطه گردشگری از جمله سد چم آسمان ، استودان و سنگ نگاره های باغبادران و جاذبه اکوتوریستی حاصل شده از پیچ رودخانه در محل صحرای گدستان و سد چم آسمان وجود دارد پس از عبور از این محوطه وارد محوطه مسکونی شهر باغبادران میشویم که شامل توقف گاههای زیبایی می باشد نخست محور تاریخی قلعه چهار برج که پیشنهاد می شود با پای پیاده طی شود و پس از عبور از کوچه ها و از زیر دالانی ها وارد قلعه تاریخی چهار برج باغبادران میشویم و می توان این مسیر را تا کنار رودخانه از مسیر دالانی دروازه بشمگان پیاده روی کرد و به محوطه پل وشمندجان رسید و طبیعت بکر این منطقه لذت برد.از آثار صنایع دستی باغبادران می توان به قالی بافی، گلیم بافی و کرباسبافی اشاره کرد که از نقشه های آزاد، خشتی نجف آباد، چالشتری، شهرکرد و نائینی در آنها خودنمایی میکردند و این ثروت که از دستهای عاشقان مادران و دختران باغبهادران نشئت گرفته نقش ونگارهای زیبایی ازآینه باغبهادران رانمایان میسازد و این آثار ارزشمند و فاخر به فروش میرسیدند ومنشا درآمد برای خانواده ها بوده است.

کرباسبافی از جمله هنرهای دستی باغبهادران است که به نوعی بافت ساده با استفاده از نخ چله گفته می شود که بعد از مرحله زنجیره بافی برای محکم شدن قسمت های بعدی بافت گلیم انجام می شود. به این شکل که مقداری از نخ چله را چند برابر عرض فرش برداشته و سر آن را از گوشه به داخل کار برده از میان نخ های رو و زیر عبور می دهند و سر آن را از گوشه دیگر کار بیرون آورده و به آرامی بر روی زنجیره می کوبند و دوباره با جابجایی چوب هاف که نخ های زیر

و رو جابجا می شود و این عمل را تکرار می کنند تا این که ارتفاع آن به دو و نیم سانتی متر برسد و… درگذشته پنبه کاری دراین منطقه رواج داشته و بعضی ازسکنه روستاهای بخش باغبهادران بخصوص چرمهین به شغل دامداری مشغول بودند و پنبه و پشم هر دو محصولاتی اشتغال زا بوده بدین سبب تعدادی از هنرمندان زن از پشم، محصولات متفاوتی بدست می آوردند و بر همین اساس اکثر زنان دراین منطقه به کار مشغول بودند وبه اقتصاد خانواده کمک میکردند. تولید پنبه موجب می شد عده ای باچرخهای پنبه پاک کنی، پنبه دانه را از پنبه جداکنندو پنبه دانه به مصرف خوراک دام میرسید.کولوزه دانه اصلی قابل رویش پنبه بودکه پس از کاشت و حاصل امدن محصول زنان به روش ریسندگی به وسیله دوک  رشته های پنبه را از یکدیگر جدامیکردند و به وسیله ای به نام(پیلی) و با دستگاه نخ ریسی به نخ تبدیل میکردند و بعد آنها را رنگ کرده ونخ ها را با دومیله چوبی به نام پاچالی و مکو می بافتند و بعد به لباس تبدیل میکردند برای چوپانان لباسی به نام چوقانی به همین روش ازپشم گوسفند تهیه میکردند و باجداکردن رشته های پنبه نمد می بافدند که چوپانان از این لباس نیز استفاده می کردند.

بازگشت به بالا