شعری از محمد علی منافی متخلص به عرفان در وصف باغبادران Reviewed by Momizat on . فرصتی داد به من خالق رحمان و رحیم تا نویسم دو خطی در رد شیطان رجیم پندی آرم به قلم  بهر جوانان وطن عبرتی فاش کنم  بهر عزیزان حکیم شاهد ازخشت و گلی گیرم و اسرار فرصتی داد به من خالق رحمان و رحیم تا نویسم دو خطی در رد شیطان رجیم پندی آرم به قلم  بهر جوانان وطن عبرتی فاش کنم  بهر عزیزان حکیم شاهد ازخشت و گلی گیرم و اسرار Rating: 0
شما اینجا هستید:خانه » معرفی باغبادران » باغبادران در آیینه شعر و ادب » شعری از محمد علی منافی متخلص به عرفان در وصف باغبادران

شعری از محمد علی منافی متخلص به عرفان در وصف باغبادران

شعری از محمد علی منافی متخلص به عرفان در وصف باغبادران
Print Friendly, PDF & Email

فرصتی داد به من خالق رحمان و رحیم

تا نویسم دو خطی در رد شیطان رجیم

پندی آرم به قلم  بهر جوانان وطن

عبرتی فاش کنم  بهر عزیزان حکیم

شاهد ازخشت و گلی گیرم و اسرار درون

راه بگشایم از این بادیه با لطف کریم

سرمه چشم و همان خال رخ لنجانات

 باغوردان که بد از دوره جمشید و کلیم

زنده رودی که جهانی به نگینش بخرد

خاتمش خطه این شهر به سوگند عظیم

سوسن و نرگس و یاسش ببرد از دل یار

قامت ساحل عاجش به غلامی تحریم

بخشی از نصف جهان است و به سودای رخش

رشک بر جنت شداد ریایی نبریم

الغرض قلعه ای اینجاست زدوران کهن

یادگادی است زشیران و دلیران قدیم

قد برافراشته از پایگه شیردلان

سر برآورده ز دریای دل و قلب سلیم

الفتی داشته با  جمع دلیران وطن

سالها با همه جان به کفان بوده ندیم

با رویش سینه ی سهراب به هنگام دفاع

صولتش قاف صفت، داده به سیمرغ ، حریم

ضربه ها دیده ز دوران زر و سیم و ستم

زخمه ها خورده ز بد عهدی عهد زر و سیم

داده یک چند به مردان وطن خواه ، پناه

مأمنی بوده به دوران پر از فتنه و بیم

میرود تا که شود مجمع ارباب قلم

میطپد تا که فتد دست ادیبان علیم

این زمان تیر دگر دارد و پرتاب دگر

از کمانی دگر این آرش افکنده گلیم

سنگر از شهرت مردان عمل شهره شود

ورنه ویران شود این خشت و گل از سوز نسیم

دارم امید که با همت عشاق هنر

زنده گردد به طریقی دگر این عظم رمیم

چار برجی که چنین گشته فراموش ، رفیق

گوشواری است به گوش دلم از در یتیم

جز تذکر ز منافی نسزد کار دگر

شرح مشروح گذارد به عزیزان فهیم

محمد علی منافی متخلص به عرفان

 

دیدگاه ها (3)

  • ر-اعتمادی

    سلام وتیریک بمناسبت بهارطبیعت
    یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند
    یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند
    یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم
    که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد
    یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم
    چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باش
    حلول سال نو و بهار پرطراوت را که نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت می باشد
    رابه تمامی همکاران فرهنگی تبریک و تهنیت عرض نموده و سالی سرشار از برکت و معنویت
    را ازدرگاه خداوند متعال و سبحان برای شماعزیزان مسئلت مینماییم.
    همکاران مدرسه متعالی استقلال
    جناب آقای امینی باتشکراززحماتی که درخصوص شناسایی شهرزیبایمان کشیدید

  • عابدینی

    سلام بسیار زیبا بود ولی لطفا از دلاور مردان عهد قدیم باغبادران هم شعرهای ب این زیبایی بسرایید

  • محسن

    زیبا بود . اگر امکان دارد از آثار دیگر شعرا در این زمینه استفاده شود.

ارسال یک دیدگاه

بازگشت به بالا