شهر من باغبادران سروده ای از خانم عصمت فولادی باغبادرانی Reviewed by Momizat on . شهر من شهر عروج لاله ها بی صدا در لابلای بوته ها جلوه گاه روشنی است، زیر باران خدا پیکرش چون قله های استوار سر به سجاده نهاده در خفا سینه اش توی حصار قلعه ها هم شهر من شهر عروج لاله ها بی صدا در لابلای بوته ها جلوه گاه روشنی است، زیر باران خدا پیکرش چون قله های استوار سر به سجاده نهاده در خفا سینه اش توی حصار قلعه ها هم Rating:
شما اینجا هستید:خانه » معرفی باغبادران » باغبادران در آیینه شعر و ادب » شهر من باغبادران سروده ای از خانم عصمت فولادی باغبادرانی

شهر من باغبادران سروده ای از خانم عصمت فولادی باغبادرانی

شهر من باغبادران سروده ای از خانم عصمت فولادی باغبادرانی
Print Friendly, PDF & Email

شهر من

شهر عروج لاله ها

بی صدا در لابلای بوته ها

جلوه گاه روشنی است، زیر باران خدا

پیکرش چون قله های استوار

سر به سجاده نهاده در خفا

سینه اش توی حصار قلعه ها

همچو در توی صدف ار قصه ها

توی دست کوچکش چنگ میزند

آن نوای سبز رودی بی ریا

شانه اش آن تکیه گاه عشق من

زیر پلکش چشم سبز بیشه ها

شهر من با ساحل زیبای خود

عاشقانه می سراید از صفا

عصمت فولادی ، صدائی از پشت دیوار ۱۳۸۴

دیدگاه ها (1)

  • عباس اميني باغبادراني

    با سلام
    با تشکر از سروده زیباتون
    اما قبلا این سروده را خوانده بودم
    منتظر سروده های جدید شما هستیم

ارسال یک دیدگاه

بازگشت به بالا